حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2197

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

نظر زبان‌شناسى اكنون قوّت و طرفدار دارد ، همان است كه ذكر شد ، يعنى پارتيها از آريانهاى ايرانى بوده‌اند ، ولى معاشرت با سكاها اثراتى زياد در اخلاق و عادات آنها گذارده بود ، چنان كه در جاى خود روشن خواهد بود . دودمان اشكانى در باب لفظ اشك بدوا بايد گفت ، كه دو عقيده اظهار شده ، عقيده‌اى ، كه بيشتر طرفدار دارد ، اين است ، كه اشك مخفّف ارشك است و چون بانى سلطنت پارتى ارشك بود ، و ساير شاهان اين سلسله براى افتخار خود و جاويدان كردن نام ارشك اين اسم را باسم خود ميافزودند ، اين دودمان موسوم به ارشكيان گرديد و از كثرت استعمال ارشكيان در قرون بعد اشكانيان شد . برخى گفته‌اند ، كه محلّ اقامت خانواده اشكانى در آساك بوده و بدين مناسبت اين خانواده خود را اشكانى ناميده . معلوم است ، كه عقيده اوّلى بحقيقت نزديكتر است ، زيرا تبديل ارشك به اشك از تبديل آساك به اين اسم طبيعىتر به نظر ميآيد . اگر اشك از آساك ميآمد نويسندگان يونانى هم آساكس مينوشتند ، زيرا تمامى اين حروف را در الف‌باى خود داشتند ، و حال آنكه تمام نويسندگان آنها آرزاكس نوشته‌اند ، كه يونانى شده ارشك است : در الف‌باى يونانى حرف شين نيست و آن را به ( ز ) يا ( س ) تبديل ميكردند . بر مسكوكات اشكانى هم بيونانى همين اسم نقش شده . امّا اينكه رئيس اين خانواده ، كه ارشك نام داشت كى بوده ، از چه نژادى و از كجا ، چند روايت را بايد ذكر كنيم . موافق يكى از روايات ارشك شخصى بوده باخترى و چون از دعوى استقلال ديودوت در باختر ناراضى بود ، از آنجا مهاجرت كرده بپارت آمد ، و اهالى را بقيام بر ضدّ سلوكيها برانگيخت . اين روايت را سترابون ذكر كرده ( كتاب 11 ، فصل 9 ، بند 3 ) ، ولى خودش هم اعتمادى بصحّت آن ندارد . موافق روايت دوّم ارشك و تيرداد پسران فرى ياپت بودند و اين آخرى پسر ارشك . اين دو برادر از باختر بپارت نزد فرك لس « 1 » والى سلوكى آمدند و چون تيرداد صباحت منظر داشت و والى

--> ( 1 ) - Fherecles .